راز عدد 40 چیست ؟ و خطبه ی پیامبر در روز غدیر چه بود ؟

 

زمين چهل روز در مرگ مومن مي گريد، حضرت آدم در فراق بهشت ۴۰ روز گريست...
 

عدد چهل در میان اعداد از قداست خاصی برخوردار است و در موارد بی شماری در احادیث اهل بیت(ع) بر آن تکیه شده است. در ادامه به چند نمونه آن اشاره می کنیم.

 

۱-حضرت آدم در فراق بهشت ۴۰ روز گریست. «بحار-۱۱-۱۶۲» 

۲-در طوفان چهل روز باران بارید. «بحار-۱۱-۱۶۲ »

۳-حضرت آدم در مرگ هابیل چهل شب گریه کرد. «بحار -۱۱- ۴۴»

۴-زمین چهل روز در مرگ مومن می گرید. «تفسیر عیاشی-۲-۱۵۴»

۵-خداوند چهل روز به فرعون مهلت داد. «اتحاف الساده-۱-۷۵»

۶-چهل شب تعطیلی مساجد از نشانه های ظهور است. «صحیفه الرضا-۱۴»

۷-همه پیامبران در چهل سالگی مبعوث شده اند.«عیون الاخبار – ۲ -۳۶ »

۸-رشد انسان در چهل سالگی به کمال می رسد. «غوالی الئالی-۴۳۱»

۹-زیارت اربعین یکی از نشانه های مومن است. «امالی شیخ صدوق-۲۵۱»

۱۰-هر کس چهل حدیث حفظ کند، خداوند او را فقیه و عالم محشور کند. «بحارالانوار-۲-۲۵۳»

 پ.ن : نائب الزیاره ی دوستان در حرم امن و امان رضوی در مشهد مقدس در هفته ی جاری خواهم بود .

 

خط خطــــــــــــــی های دلم

 

 به مناسبت عید مبارک غدیر  به خطبه ی رسول اکرم (ص) در این روز شریف به ادامه مطلب مراجعه نمایید با تشکر . . .

 

ادامه نوشته

10 سوالي كه خداوند از تو نمي پرسد !‌!

 

 

1-خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو به چه رنگ بودبلکه از تو خواهد پرسید که چگونه انسانی بودی؟

2- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه لباس هایی در کمد داشتی بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر لباس پوشاندی؟

3- خداوند از تو نخواهد پرسید زیربنای خانه ات چندمتر بودبلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر در خانه ات خوش آمد گفتی؟

4- خداوند از تو نخواهد پرسید در چه منطقه ای زندگی می کردی بلکه از تو خواهد پرسید چگونه با همسایگانت رفتار کردی؟

5- خداوند از تو نخواهد پرسید چه تعداد دوست داشتی بلکه از تو خواهد پرسید برای چندنفر دوست و رفیق بودی؟

6- خداوند از تو نخواهد پرسید میزان درآمد تو چقدر بودبلکه از تو خواهد پرسید آیا فقیری را دستگیری نمودی؟

7- خداوند از تو نخواهد پرسید عنوان و مقام شغلی تو چه بودبلکه از تو خواهد پرسید آیا سزاوار آن بودی وآن را به بهترین نحو انجام دادی؟

8- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه اتومبیلی سوار می شدی بلکه از تو خواهد پرسید که چندنفر را که وسیله نقلیه نداشتند به مقصد رساندی؟

9- خداوند از تو نخواهد پرسید چرا این قدر طول کشید تا به جست و جوی رستگاری بپردازی بلکه با مهربانی تو را به جای دروازه های جهنم، به عمارت بهشتی خود خواهد برد.

10- خداوند از تو نخواهد پرسید که چرا این مطلب را برای دوستانت نخواندی بلکه خواهد پرسید آیا از خواندن آن برای دیگران در وجدان خود احساس شرمندگی می کردی؟

 

پ . ن : گاهي اوقات چقدر خوب ميشه كه درك كنيم در زندگي بادها دست ما نيست اما بادبان ها هست !

 

خط خطــــــــــــــی های دلم

 

ایستگاه های قیــــــــــــــــــــــــــــــــامت

 

 

 یکى از ایستگاه‌های هولناک قیامت لحظه‌ای است که انسان از قبر خود بیرون مى آید و این ساعت یکى از آن سه ساعتى است که سخت‌ترین ساعت ها  و وحشتناک‌ترین لحظه ها  براى فرزندان آدم است .

 خدای سبحان در سوره‌های زخرف و معارج در آیات 83 و 42 می‌فرماید: «فَذَرْهُمْ یَخُوضُوا وَ یَلْعَبُوا حَتَّى یُلَاقُوا یَوْمَهُمُ الَّذِی یُوعَدُونَ»؛ یعنی آنان را به حال خود واگذار تا در باطل غوطه‏ور باشند و سرگرم بازى شوند تا روزى را كه به آنها وعده داده شده است ملاقات كنند [و نتیجه كار خود را ببینند]! 

 رب جلیل  در ادامه همان آیه در سوره معارج می‌فرماید: «یَوْمَ یَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ سِرَاعًا كَأَنَّهُمْ إِلَى نُصُبٍ یُوفِضُونَ خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ذَلِكَ الْیَوْمُ الَّذِی كَانُوا یُوعَدُونَ»؛ یعنی: روزى كه از گورها [ى خود] شتابان برآیند، گویى كه آنان به سوى  پرچمهاى افراشته مى دوند. دیدگانشان فرو افتاده، [غبارِ] مذلّت آنان را فرو گرفته است. این است همان روزى كه به ایشان وعده داده مى‏شد.

از عبدالله بن مسعود روایت شده که گفت: من در خدمت حضرت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) نشسته بودم که آن جناب فرمود: همانا در قیامت پنجاه موقف است هر موقفى هزار سال؛ موقف اول بیرون آمدن از قبر است که هزار سال با بدن برهنه و پاى برهنه با حال گرسنگى و تشنگى در جایى نگهدارى مى شوند، پس هر کس از قبر خود با ایمان بخدا و به بهشت و دوزخ و بعث و حساب و قیامت بیرون آید و بخدا و پیامبر اقرار کند از تشنگى و گرسنگى نجات خواهد یافت . 

 حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) در نهج البلاغه فرموده: و ذلک یوم یجمع الله فیه الاولین و الآخرین لنقاش الحساب و جزاء الاعمال خضوعا قیاما قد الجمهم العرق و رجفت بهم الاءرض و احسنهم حالا من وجد لقدمیه موضعا و لنفسه متسعا(1) ؛ روزى که خداوند اولین آفریده شده و آخرین آنان را براى رسیدگى به حساب و اعمالشان در یک جا جمع فرماید و حال مردم در آن روز به این نحو است که خاضع و فروتن ایستاده اند، و عرقهاى ایشان تا دهنهاى ایشان رسیده و زمین، ایشان را به سختى و شدت مى جنباند و از میان مردم حال آن کسى خوب است که براى قدمهاى او جایى باشد و به قدر کافى توان نفس کشیدن را داشته باشد.

 سید بن طاووس در کتاب اقبال از حضرت رسول صلى الله علیه و آله روایت کرده که هر کسى که در ماه شعبان هزار مرتبه بگوید: "لا اله الا الله و لا نعبد الا ایاه مخلصین له الدین و لو کره المشرکون" حق تعالى براى او، عبادت سال را بنویسد و گناهان او را محو کند و روز قیامت از قبرش بیرون بیاید در حالى که چهره‌اش مانند ماه شب چهارده درخشان باشد.

 و شیخ بزرگ کلینى از حضرت صادق ال محمد (علیه السلام) روایت کرده: که مثل مردم، هنگام ایستادن در روز قیامت مانند تیر است در ترکش ؛ یعنى همچنانکه تیرها را دسته کرده در ترکش جاى مى دهند به حدى که از تنگى تکان نمى خورند، همین طور جاى آدمى در آن روز به حدى تنگ است که توان حرکت از جاى خود ندارد.

 

کیفیت بر انگیختن مردگان :

آری این ایستگاه ، توقف گاهی است، وحشتناک و بزرگ و شایسته است، مطالبى را پیرامون چگونگی برانگیخته شدن و بیرون شدن از قبر و انتقال  برخی از  اشخاصى به سوی صحرای محشر را  بیان کنیم .

 

محبت امیر المومنین علی(علیه السلام) راه رهایی :

شیخ صدوق روایت کرده از عبد الله بن عباس از حضرت رسول صلى الله علیه و آله که آن حضرت فرمود: کسى که در ولایت و امامت "على" شک دارد روز قیامت در حالى برانگیخته مى شود که در گردنش طوقى از آتش باشد که داراى سیصد شعبه است که بر هر شعبه اى از آن ، شیطانى باشد که رو،ترش ‍ کند در روى او و آب دهن افکند در صورت او.(2)

 

نتیجه نپرداختن حقوق و اموال الهی :

شیخ کلینى از حضرت امام محمد باقر(علیه‌السلام) روایت کرده که خداوند تبارک و تعالى روز قیامت مردمانى را از قبرهایشان برمى انگیزد که دستهایشان به گردنهایشان بسته شده بحدى که توان کوچکترین چیزى را ندارند و فرشتگان با ملامت و سرزنش به آنها مى گویند اینها مردمى هستند که حق خداوند را در اموالشان ندادند.

 

سزای سخن چینی و نمامی :

شیخ صدوق از حضرت رسول صلى الله علیه و آله در حدیث طولانى روایت کرده که هر کس بین دو نفر نمامى و سخن چینى کند خداوند در قبر آتشى بر او مسلط مى سازد که بسوزاند او را تا روز قیامت ؛ پس چون از قبر خود بیرون آید مسلط فرماید حق تعالى بر او چهار مار سیاه بزرگى که گوشت او را با دندان بکند تا داخل جهنم شود.(3)

حضرت کلینى(ره) از امام صادق(علیه‌السلام) روایت کرده که فرمود: هر کس برادر مؤمن خود را لباس زمستانى یا تابستانى بپوشاند، خداوند سختیهاى مرگ را بر او آسان کند، و گشاد کند قبر او را و آنگاه که از قبر خود بیرون آید فرشتگان را با مژده ملاقات کند؛ یعنى ملائکه او را بشارت دهند.

 

عاقبت نگاههای خائنانه :

و همچنین شیخ صدوق  از حضرت رسول صلى الله علیه و آله روایت کرده که هرکس چشم خود را از نگاه کردن به زن نامحرم پر کند، حق تعالى او را روز قیامت در حالى محشور مى سازد که به میخهاى آتشین کشیده شده و سپس امر شود که او را به سمت آتش ‍ برند.

 

ادامه این پست را در ادامه مطلب مطالعه فرمائید . . . . .

ادامه نوشته

فرق بین عقوبت و امتحان الهی چیــــــــــــــــــــــــست ؟

 

 

 امتحان اعم از عقوبت است. یعنی گاهی امتحان، با عقوبت و گاه با نعمت است. یعنی گاهی انسان، توسط خوشی‎ها و شادی‎ها امتحان می‎شود و گاهی توسط غم و اندوه. گاه توسط شفا گرفتن از بیماری و گاه به واسطه رحلت و از دست دادن عزیزان. بهرحال انسان به انحاء مختلف مورد امتحان قرار می‎گیرد.    اما این سوال همیشه مطرح است که از کجا متوجه شویم که مشکلات و ناملایماتی که بر ما وارد می‎شود؛ امتحان است یا عقوبت؟!

 و یا به عبارتی دیگر از کجا دریابیم که موارد پیش آمده، از سوی خدا، یا از طرف خود ما است؟!  چرا که گاهی ما در انتساب این ناملایمات و مشکلات به خداوند، اشتباه می‎کنیم. در بین مردم این جمله معروف است که وقتی برای کسی مشکلی پیش می‎آید به او می‎گویند که خواست خدا بوده، خدا اینطور مقدر کرده و غیره. حال آن که اینطور نیست چرا که در مواردی، مشکلاتی که پیش می‎آید، نتیجه اعمال خود ما است و ربطی به خدا ندارد که عادت کرده‎ایم همه مشکلات را به تعبیری به گردن خدا می‎اندازیم. خدای متعال

در قرآن کریم می‎فرماید:

 «وَ ما اَصابَکُمْ مِنْ مُصِیبَهٍ فَبِما کَسَبَتْ اَیْدِیکُمْ وَ یَعْفُو عَن كَثِیرٍ؛(1) و آنچه از مصیبت‏ها به شما برسد به خاطر گناهانى است كه خود كسب كرده‏اید، و از بسیارى نیز در مى‏گذرد.  اگر انسان گناه و معصیتی انجام داده باشد و بعد از آن دچار مشکلی بشود این مشکل تنبیه است و اگر بدون گناه و معصیت دچار مشکل بشود همانند امامان معصوم (علیهم‎السلام)، امتحان الهی است.

 خداوند در این آیه انسان را به مسئله ارتباط بین گناهان و مصائب و بلایای دنیوى توجه می‎دهد. كلمه "مصیبت" به معناى هر ناملایمتى است كه به انسان برسد، گویى از راه دور به‏ انسان می‎رسد.(2)

 منظور از جمله "فَبِما كَسَبَتْ أَیْدِیكُمْ"، گناهان و زشتى‏ها است. و معناى جمله "وَ یَعْفُوا عَنْ كَثِیرٍ"، این است كه خداوند بسیارى از همان گناهان و زشتى‏هایتان را مى‏بخشد.  این بلایا به خاطر گناهانى است كه مردم مى‏كنند، و پیدا شدن آن براى این است كه خداوند نمونه‏اى از آثار شوم اعمالشان را به ایشان بچشاند، تا شاید به خود آیند و متوجه شوند.  در آیه کریمه خداوند به این مسئله صراحت دارد که بسیاری از مصیبت‎ها و بلایا به خاطر گناهانی است که مرتکب می‎شویم و در آخر آیه این نکته را متذکر می‎شود که توجه کنیم که تازه خدا بسیاری از گناهان را می‎بخشد وگرنه باید تمام زندگی را در بلا و مصیبت می‎گذراندیم.

 پس اگر انسان گناه و معصیتی انجام داده باشد و بعد از آن دچار مشکلی بشود این مشکل تنبیه است و اگر بدون گناه و معصیت دچار مشکل بشود همانند امامان معصوم (علیهم‎السلام)، امتحان الهی است.

 منظور از مصیبت، هم مصائب عمومى و همگانى از قبیل قحطى، گرانى، وبا، زلزله و امثال آن و هم مصائب فردی که ناملایماتى است كه متوجه جان، مال، فرزند و آبرو تك تك افراد مى‏شود؛ است. یعنی مصائب و ناملایماتى كه متوجه جامعه و شما مى‏شود، همه به خاطر گناهانى است كه مرتكب مى‏شوید، و خدا از بسیارى از آن گناهان درمى‏گذرد و شما را به جرم  آن نمى‏گیرد.

 بر اساس آیات درمی‎یابیم بین اعمال آدمى و نظام عالم، ارتباطى خاص برقرار است. به طورى كه اگر جوامع بشرى عقائد و اعمال خود را بر طبق آنچه كه فطرت اقتضاء دارد وفق دهند، خیرات به سویشان سرازیر و درهاى بركات به رویشان باز مى‏شود، و اگر در این دو مرحله به فساد بگرایند، زمین و آسمان هم تباه مى‏شود، و زندگیشان را تباه مى‏كند. و این سنت الهى است.

 در نهایت این که گناهان، هم آثار دنیوی و هم اخروی دارند. و این بلایا آثار سوء دنیایی گناهان است. ولیکن بعضى از آن آثار به گناه کننده اصابت مى‏كند، و بعضى بخشوده مى‏شوند، و به خاطر عواملى از قبیل صله رحم، صدقه، دعاى مؤمنین، توبه و امثال آن - كه در روایات آمده - آثار آنها از گناه کننده برمى‏گردد.(3)

 

پی‎نوشت‎ها:

1- شوری، 30 .

2- مفردات راغب، ماده " قدر" .‌ 

3- برگرفته از تفسیر المیزان ذیل آیه شریفه .

 

 

راز های زنبور عســـــــــــــــــــــل

 

 

 زنبور عسل (Apis mellifera) از راسته نازک بالان (Hymenoprera) است. زنبور عسل قسمت هاي دهاني جونده و مکنده، هر دو را داراست. دگريسي آن کامل است و به طور دسته جمعي زندگي مي کند و شامل سه دسته هستند.


 1- ملکه (Queen) که تخم مي گذارد.

 2- نرها (prones) کارشان فقط بارور کردن ملکه هاي جديد است.

 3- کارگرها (Worker) که ماده عقيم هستند و اغلب انواع متعددي دارند.

 کندوي زنبور عسل يا به صورت جعبه هاي مکعبي به ابعاد 50 cm که کندوي

 modem  مي گويند و يا به صورت سبد که کندوي بومي مي گويند.


 زنبور عسل در قرآن

 کلمه نحل به معني زنبور عسل در آيات 68 و 69 سوره نحل در جزء 14 قرآن  کريم آمده است. در تفسير آيه 68 چنين آمده است: پروردگارت به زنبور عسل وحي فرستاد! در اينجا لحن قرآن به طرز شگفت انگيزي تغيير مي يابد، در عين ادامه دادن بحث ها در زمينه نعمت هاي مختلف الهي و بيان اسرار آفرينش در اين سوره، سخن از زنبور عسل و سپس خود عسل به ميان مي آورد. اما شکل يک  مأموريت الهي و الهام مرموز که نام وحي بر آن گذارده شده است. نخست مي گويد: «و پروردگار تو به زنبور عسل، وحي کرد که خانه هايي از کوهها و درختان و داربست هايي که مردم مي سازند انتخاب کن.»

 * نخستين مأموريت زنبوران در اين آيه، خانه سازي ذکر شده است. اين شايد به خاطر  آن است که مسئله مسکن مناسب، نخستين شرط زندگي است و به دنبال آن فعاليت هاي ديگر، امکانپذيري است.

 * در آيه 69 سوره «نحل»، دومين مأموريت زنبور عسل شروع مي شود. قرآن  مي فرمايد: «ما به او الهام کرديم که سپس از تمام ثمرات تناول کن و راههايي که پروردگارت براي تو تعيين کرده، به راحتي بپيما.»

 سرانجام، آخرين مرحله مأموريت آنها را به صورت يک نتيجه، اين چنين بيان مي کند، «از درون زنبوران عسل، نوشيدني مخصوص خارج مي شود که رنگ هاي مختلفي دارد.» نهفته است، جالب اين که دانشمندان از طريق تجربه به اين حقيقت رسيده اند که زنبوران به هنگام ساختن عسل آن چنان ماهرانه، عمل

مي کنند که خواص درماني و دارويي گياهان کاملاً محفوظ مانده و به عسل منتقل مي شود.

 * و در ماجراي برنامه زندگي زنبور عسل و ارمغاني که آنها براي جهان انسانيت مي آورد، که هم غذاست و هم شفا و هم درس زندگي، نشانه روشني از عظمت و قدرت پروردگار است، براي جمعيتي که مي انديشند. ساختمان مورفولوژيکي زنبور عسل

 * بدن زنبور عسل به طور متراکم از موهايي پوشيده است که داراي تارهاي (Barbs) جانبي کوتاهي است. و به راحتي دانه ها گرده را مي گيرند. در چشم هاي مرکب و پاها، موهاي صاف وجود دارد پاهاي جلويي در حاشيه ساق (tibia) موهاي راست و خشن و کوتاهي را دارد و براي تميز کردن چشم ها از گرده گل به کار مي رود و برس چشمي (Eye bursh) مي گويند.

 * بالهاي زنبور در هنگام پرواز به وسيله قلاب هايي به هم درگير مي شوند و يا بال به نظر مي رسند. و نوک اين بالها مسير شکل را طي مي کند. ممکن است 400 بار در ثانيه مرتعش شوند. آرواره هاي زيرين mandibles در کارگران صاف براي جمع آوري گرده و ساختن شاخه ها به کار مي رود. آرواره هاي بالايي maxillae مانند قاشقک هاي طويلي بوده و براي جمع آوري گرده هاي گل به کار مي رود.

 * لب تحتاني تبديل به خرطوم شده و ضمايم حسي – بي (Cabialplas) در اطراف آن قرار دارد. مايع شهد در اثر عمل مکنده حلق به درون چينه دان بزرگ يا معده عسل (Money Stomash) کشيده مي شود. چهار لب مثلثي دريچه اي را درست مي کند و از ورود عسل به معده جلوگيري مي کند. بجز موقعي که جهت تغذيه مورد نياز است. روده زنبور عسل باريک و دراز است. و تقريباً به 100 لوله کوچک، مالپيکي اتصال دارد و روده راست، بزرگ است و به مخرج ختم مي شود. در انتهاي بدن سوزن وجود دارد که فقط در کارگرها و ملکه ها ديده مي شود. حس بويايي در زنبوران عسل بسيار قوي و تيز است و چشم ها داراي تعداد فراواني واحدهاي بينايي است و داراي مغز نسبتاً بزرگ است: زنبوران عسل قادر به تشخيص رنگ قرمز و سياه از هم نمي باشند.

 گونه و نژادهاي زنبور عسل

 1- زنبور هندي (Apis Indiea)

 2- زنبور درشت (Apis drostata)

 3- زنبور ريز (Apis florae)

 4- زنبور عسل معمولي (Apis mellifera)

 محصولات زنبور عسل و نحوه گردآوري آنها

 مي توان به شهد يا عسل و گرده زنبور عسل ويژه «موم» که از صمغ ها به وجود مي آيد، اشاره کرد. گرده زنبور عسل داراي انواع مواد الي و ويتامين ها مي باشد. گرده شامل قندهاي احيا کننده مي باشد که در گل 31% در گروه کربوهيدرات وجود دارد. ميزان متوسط پروتئين گروه حدود 22% است و تمام اسيدهاي آمينه ضروري مورد نياز انسان در ترکيب پروتئيني دانه گروه وجود دارد. عصاره اتري گروه حاوي چربي ها و روغن ها، پيگمان ها، دونين ها، ويتامين ها و هورمون رشد مي باشد. گروه حاوي 13 نوع اسيد چرب و دو استدول عمده به نام هاي 24- متيلن کلسترول و «بي سي توسترول» است. براي جمع آوي دانه گرده مي توان از تله گرده، استفاده کرد، ولي اين کار توصيه نمي شود، چون جمعيت زنبورها را تضعيف مي کند.

 بعضي از مصارف گرده زنبور عسل

 دانه گرده در پزشکي اهميت خاصي دارد. در درمان بيماري هاي پروستات و آلرژي و در حال بي اشتهايي از داروهايي که از دانه گرده ساخته مي شوند، استفاده مي کنند. دانه گرده به عنوان مکمل غذايي به کار مي رود و از آن در رفع چين و چروک و لکه هاي صورت استفاده مي گردد.

 از داروهاي مشهور مي توان به Prostaflor, Ofilorex اشاره کرد.

 نيش زنبور

 از نيش زنبور عسل به علت خاصيت قليايي و اسيدي بودن آن در درمان بيماريها، استفاده مي کنند.

 توليد مثل

 در کارگرها تنها اثري ديده مي شود ولي در ملکه به خوبي توسعه يافته است. ملکه جوان 6 روز بعد از بيرون آمدن، با يک زنبور نر جفت گيري مي کند، اندام هاي جفت گيري نر پاره شده و در کيسه تناسلي ماده باقي مي ماند و تا اينکه بعد از بازگشتن به کندو، کارگرها آن را از بين مي برند. اسپرماتورزوئيدهايي که بدين صورت در کيسه ذخيره اسپرم، جاي مي گيرد، به کار همه تخم هاي لقاح يافته اي که ملکه خواهد گذاشت، بکار مي رود. تخمدان هاي ملکه پر شده و شکم را پر مي کند و ظرف دو روز، شروع به تخم گذاري مي کند.

 * از تخم هاي لقاح نيافته ، زنبورهاي نر (هاپلوئيد 16 کروموزوم) و از لقاح يافته ها، زنبورهاي ماده (ديپلوئيد و داراي 32 کروموزوم) توليد مي شود. تخم ها تبديل به لارو کرمي شکل کوچک فاقد پاها و چشم مي شوند و از ژله شاهانه که توسط غده هاي حلقي کارگران جوان توليد مي گردد، تغذيه مي کنند. ولي لاروهاي ملکه بيشتر به تغذيه شاهانه مي پردازند و به همين جهت با سرعت زياد بزرگ و تمايز مي يابند.

 * دم لارو چندين بار، پوست اندازي مي کند روي سلول بوسيله موم پوشيده مي شود. و لارو در داخل آن قرار گرفته و شفيره نام دارد و دگرديسي را کامل نموده و به کمک آرواره هاي زيرين، سرپوش حجره را پاره کرده و به شکل يک نوزاد جوان بيرون  مي آيد. بعد از عمل جفت گيري زنبوران نر، به بي غذايي مي افتند و مي ميرند.

 

 پ.ن : ای کاش که به تمام آیات عظیم خداوند نگاهی می انداختیم . گاهی اوقات به همین آفریده های به اصطلاح کوچک هم اگر نگاه کنیم می توانیم قدرت صانع و عظیم پروردگارمون روببینیم و بفهمیم کسی که به راحتی چنین قابلیت های عظیمی رو در یک موجود نهاده خودشقدرتش صد البته کامل تر و قوی تر است و محققا یک روزی که وصفش را به همگان اعلام نمودهنشان میدهد و وای از بی خبری ما در مورد اون روز و صد وای بر بی خیال بودن ما  . . .

موفق باشید و سرمد